
اطراف میدان تا مدتی سربازخانه و توپخانه بود. یعنی سربازان و توپچیان در آن نقاط اقامت داشتند. بیشتر این توپ ها همان اسلحه هایی بود که ایرانیان از روس ها در جنگ های اخیر به غنیمت گرفته بودند و روی آن به روسی نوشته شده بود «ساخت پترزبورگ».
به گزارش گولوپ گولوپ نوشت: ساخت میدان توپخانه در سال ۱۲۸۴ خورشیدی به دستور میرزا تقی خان امیرکبیر در زمینی مستطیل شکل و در بیابان شمالی میدان توپخانه قدیم (میدان ارگ کنونی) آغاز شد. این میدان در زمان فتحعلی شاه زمین وا افتاده ای بود که به توپ ها و توپچی ها اختصاص داشت. مجله «خواندنیها» در تاریخ ۱۶ فروردین ۱۳۳۵ درباره تاریخچه این میدان مطلبی را به قلم علی جواهرکلام از «اطلاعات هفتگی» نقل کرد که جزئیات جالبی را در برمی گرفت. جواهرکلام تاریخچه این میدان تاریخی را چنین روایت کرده بود:
در اوایل سلطنت ناصرالدین شاه خیابانی به نام ناصریه (ناصرخسرو فعلی) در تهران احداث شد که به میدانی وسیع منتهی می گشت. این میدان شش دروازه داشت که از شمال به خیابان لاله زار علاءالدوله [فردوسی کنونی] و یا خیابان سفرا از شرق به خیابان برق و یا گاز [امیرکبیر کنونی] از مغرب به خیابان مریضخانه (سپه فعلی) از جنوب به باب همایون و ناصرخسرو می رسید. سردر دروازه باب همایون با نقش رستم و سهراب کاشی کاری بود. همین قسم سردر ناصریه که دو گلدسته هم داشت اما آن چهار درازه دیگر سردر نداشت.
اطراف میدان تا مدتی سربازخانه و توپخانه بود. یعنی سربازان و توپچیان در آن نقاط اقامت داشتند. وسط میدان همین جایی که اکنون گل کاری است توپ های بسیاری گذارده بودند. بیشتر این توپ ها همان اسلحه هایی بود که ایرانیان از روس ها در جنگ های اخیر به غنیمت گرفته بودند و روی آن به روسی نوشته شده بود «ساخت پترزبورگ».
هر وقت شاه یا صدراعظم یا وزیر جنگ از میدان توپخانه می گذشتند سربازان و توپچیان مقیم میدان طبل و شیپور می زدند. گاه هم دو سه تیر توپ شلیک می کردند.
چندی بعد که به همت مرحوم حاج میرزا علی خان امین الدوله اداره پست مستقل در ایران دایر شد مرکز آن در اول لاله زار و در ضلع شمال شرقی میدان توپخانه قرار داشت و بالای عمارت پست خانه مجسمه مرد چابک سواری نصب بود… در نزدیکی پست خانه یعنی محلی که فعلا بانک بازرگانی است بانک شاهنشاهی ساخته شد. کم کم تلگرافخانه هم دو سه اتاق از سربازخانه های سمت جنوب غربی را تصرف کرد و دستگاه های تلگراف در آن جا گذارده شد.
کشمکش پلیس و قزاق
… ناصرالدین شاه برای تنظیم امور پلیسی مستشاری به نام کنت دومونت فورت که اصلا ایتالیایی بود به تهران آورد. در همان ایام دیوزیون قزاق هم تحت نظارت و تعلیمات افسران روس در تهران تشکیل یافت. کشمکشی میان قزاق ها و پلیس ها شروع شد و چون کنت مونت فورست به واسطه سمتی که داشت (ریاست نظمیه) با امور داخلی و خانوادگی مردم تماس پیدا می کرد عده ای از متعصبین با این امر مخالف بودند و عقیده داشتند که یک خارجی نمی تواند و نباید خود را حافظ نوامیس مسلمانان بداند. اتفاقا در آن روزها منزل یکی از ملایان بزرگ شهر را دزد زد. مامورین کنت که البته مسلمان بودند برای کشف سرقت به آن خانه رفتند و به بعضی از خدام مردم و زن خانه بدگمان شدند به این معنی که زنی به نام کلانترخانم از طرف داروغه به اندرون رفت و به چند کلفتی که سمت محرمیت هم پیدا کرده بودند سوءظن برد. نظمیه تقاضای تسلیم آن کلفت ها را کرد تا پس از بازپرسی توسط کلانترخانم مال دزدی را پیدا کند اما به مجرد این اظهار کافی بود که شهر منقلب شود و لذا دربار فوری میان افتاد غرامت دزدی را داد و به ظاهر غائله را مرتفع ساخت اما قزاق ها که می خواستند از فرصت استفاده کنند به بهانه این که چرا حقوق پلیس ها را زودتر از حقوق ما پرداخته اند در روز روشن وسط میدان توپخانه به عده ای از پلیس ها و مامورین نظمیه حمله کرده و آن ها را سر تا پا لخت کردند و این نخستین واقعه ای بود که در میدان توپخانه آن روز اتفاق افتاد.
ناصرالدین شاه که از روس های تزاری خیلی ملاحظه داشت از این حرکت قزاقان به هراس افتاده کنت را از خدمت برکنار کرد.
پس از مشروطه
نخستین واقعه مهم میدان توپخانه که در سال اول مشروطیت اتفاق افتاد به این قسم بود که صبح روز نهم ذی قعده سال ۱۳۲۶ هجری قمری پیش از طلوع آفتاب دسته های بی شماری مسلح و غیرمسلح از گوشه و کنار شهر و از محلات و حومه خارج شهر پیاده و سواره طبل زنان و عربده کشان به میدان توپخانه آمدند و چندین چادر و پوش های عالی در صحن میدان برپا ساختند. آبدارخانه و قهوه خانه و آشپزخانه مفصل به کار انداختند و مشغول هیاهوی شدند که «ما طالب قرآنیم مشروطه نمی خواهیم».
عجب این که یک عده از کلیمی ها را نیز با خود آورده بودند و آن ها هم زیر لب این سرود را می خواندند «ما تابع قرآنیم از قول مسلمانان مشروطه نمی خواهیم» سپس به سرکردگی شخصی به نام صنیع حضرت افسر توپخانه به طرف مجلس شورای ملی حمله بردند ولی مستحفظین مسلح مجلس حمله آن ها را دفع کردند و آن ها را تا میدان توپخانه عقب راندند.
در همان روز محمدعلی شاه ناصرالملک نخست وزیر را حبس کرد و وزیران را طرد و تبعید نمود و پیش خود تصور می کرد که با این دسیسه مشروطه را برهم زده است غافل از این که اشتباه رفته است زیرا فورا انجمن های محلی تهران و کسبه و تجار به حال اجتماع روبه مجلس آورده و تقاضای مجازات و متفرق ساختن جمعیت میدان توپخانه را داشتند. مجلس هم شش نفر از نمایندگان را توسط عضدالملک پیش محمدعلی شاه روانه نموده و تقاضای ملت را ابلاغ کردند و در ضمن تمام ولایات ایران که از قضیه توپخانه آگاه گشتند دکان ها و بازارها را بستند و در تلگرافخانه ها جمع آمده برای حفظ اساس مشروطیت قیام کردند. پیشوایان مذهبی نجف اشرف هم با مخابره تلگراف های شدید از محمدعلی شاه خواه ناخواه دست از حمایت میدانی ها کشید و آنان را از میدان توپخانه راند. حاج شیخ فضل الله مجتهد نوری که با ملاهای دیگر در میدان توپخانه تسلیم بود ناچار از میدان توپخانه به مدرسه مروی پناه برد اما در آن جا هم نتوانست کاری از پیش ببرد و خواه ناخواه از مدرسه مروی به منزل خود رفت و بدین ترتیب واقعه میدان توپخانه خاتمه یافت اما در جریان آن پیش آمد جوانی از مشروطه خواهان به نام عنایت زنجانی در میدان توپخانه به طرز فجیعی به دست مستبدین کشته شد. مرحوم دکتر ملک زاده مولف کتاب «تاریخ مشروطیت» می نویسد در همان روزها که مستبدین در میدان توپخانه مشغول داد و بیداد بودند بانویی چادر به سر از میان جمعیت برخاست و تپانچه ای از زیر چادر درآورده سه تیر به طرف شخصی که بر ضد مشروطه نطق می کرد خالی نمود هیچ یک از آن تیرها به ناطق اصابت نکرد ولی مستبدین با قمه و قداره به زن مشروطه خواه حمله برده همان طور که عنایت زنجانی را قطعه قطعه کردند این باوی آزادی خواه را نیز از پا درآوردند.
میدان توپخانه تهران یا میدان کنکورد پاریس
خوانندگان محترم البته می دانند که در انقلاب کبیر فرانسه عده ای از خیانتکاران به میهن در یکی از میدان های پاریس مشهور به میدان کنکورد به وسیله گیوتین اعدام شدند اتفاقا میدان توپخانه تهران در پنجاه سال پیش همان وضع میدان کنکورد پاریس را پیدا کرد مختصر این تفصیل آنکه در سال ۱۳۲۶ هجری قمری محمدعلی شاه مجلس را به توپ بست و مدت نه ماه با استبداد بی نظیری به آزار و ایذای مشروطه طلبان پرداخت و در جمادی الثانی سال دیگر مجاهدین تهران را فتح کردند. محمدعلی شاه خلع و تبعید شد و دادگاه های ملی برای مجازات مخالفین تشکیل یافته عده ای را محکوم به اعدام کرد.
مراسم اعدام آنان در همین میدان توپخانه انجام گرفت. ابتدا صنیع حضرت و آجودان باشی سپس موقرالسلطنه آن گاه میرهاشم تبریزی و بعد حاج شیخ فضل الله نوری… در میدان توپخانه به دار آویخته شدند. روز اعدام حاج شیخ فضل الله مصادف با عید روز سیزده رجب و عید میلاد حضرت مولی الموالی امیرالمومنین علیه السلام اتفاق افتاد.
آخرین واقعه
پس از خلع و تبعید محمدعلی شاه ظاهرا حکومت مشروطه استقرار یافت اما باطنا روس های تزاری و مستبدین داخلی همه نوع تحریکات می کردند از آن جمله این که محمدعلی شاه را با تجهیزات بالنسبه کامل برای برهم زدن اساس مشروطه از روسیه به ایران آوردند. سردسته سپاهیان محمدعلی میرزا ارشدالدوله بود. در نزدیکی خوار ورامین مستبدین و مجاهدین مشروطه به اصطلاح مصاف دادند ارشدالدوله سردار مستبدین کشته شد محمدعلی شاه به روسیه گریخت. مشروطه خواهان نعش ارشدالدوله را به تهران آوردند در ماه رمضان سال ۱۳۲۷ هجری قمری توی یک چارچرخه برای ارعاب مستبدین در میدان توپخانه به معرض نمایش گذاردند و روی جسد وی این بیت را نوشته بودند:
ارشد بنگر چگون از رشد افتاد/ دیگر نکند حمایت از استبداد
پایان خبر گولوپ
آیا شما به دنبال کسب اطلاعات بیشتر در مورد "از تاریخچه میدان توپخانه چه می دانید؟" هستید؟ با کلیک بر روی عمومی، آیا به دنبال موضوعات مشابهی هستید؟ برای کشف محتواهای بیشتر، از منوی جستجو استفاده کنید. همچنین، ممکن است در این دسته بندی، سریال ها، فیلم ها، کتاب ها و مقالات مفیدی نیز برای شما قرار داشته باشند. بنابراین، همین حالا برای کشف دنیای جذاب و گسترده ی محتواهای مرتبط با "از تاریخچه میدان توپخانه چه می دانید؟"، کلیک کنید.